ترجمه "incommodious" به فارسی
ناراحت, تنگ, ناآسودگر بهترین ترجمه های "incommodious" به فارسی هستند.
incommodious
adjective
دستور زبان
uncomfortable or inconvenient [..]
-
ناراحت
adjective -
تنگ
adjectiveIt was very small, very dark, very ugly, very incommodious.
عمارتی بسیار کوچک، تاریک، ناخوشایند، و تنگ و ترش.
-
ناآسودگر
-
ترجمه های کمتر
- پرزحمت
- باریک
- (به طور ناراحت کننده ای) کوچک
- ناراحت کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incommodious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incommodious" با ترجمه به فارسی
-
بطور ناراحت · زحمت زا، آزار دهنده
-
زحمت · ناراحتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن