ترجمه "incommunicable" به فارسی

اظهارنکردنی, ناساری, نگفتنی بهترین ترجمه های "incommunicable" به فارسی هستند.

incommunicable adjective دستور زبان

(of a disease etc) That cannot be communicated or transmitted [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اظهارنکردنی

  • ناساری

  • نگفتنی

  • ترجمه های کمتر

    • (بیماری) ناواگیر
    • سرایت نکردنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incommunicable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incommunicable" با ترجمه به فارسی

  • نگفتنی بودن · چگونگی چیزی که نتوان بکسی گفت یا با او درمیان گذارد
  • نگفتنی بودن · چیزی که نتوان بکسی گفت یابااودرمیان گذارد
  • بطور نگفتنی · چنانکه نتوان با دیگران در میان گذاشت
  • نگفتنی بودن · چگونگی چیزی که نتوان بکسی گفت یا با او درمیان گذارد
اضافه کردن

ترجمه های "incommunicable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه