ترجمه "incompleteness" به فارسی
ناتمامی, نقص بهترین ترجمه های "incompleteness" به فارسی هستند.
incompleteness
noun
دستور زبان
the state or condition of being not complete [..]
-
ناتمامی
derives a possible importance from the incompleteness of labors which have extended through all its best years.
اگر اهمیتی داشته باشد به خاطر کار ناتمامی است که بهترین سالهای عمرم را وقف آن کردهام.
-
نقص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incompleteness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incompleteness" با ترجمه به فارسی
-
انجام نشده · با کاستی · به سر نرسیده · نا تمام · ناتمام · ناقص · ناهماد (واروی : complete) · ناکامل · پایان نیافته · کاستی دار
-
بطور ناتمام · بطور ناقص
-
انجام نشدگی · تکمیل نشدگی · ناتمامی · نقص
-
انجام نشده · با کاستی · به سر نرسیده · نا تمام · ناتمام · ناقص · ناهماد (واروی : complete) · ناکامل · پایان نیافته · کاستی دار
-
بطور ناتمام · بطور ناقص
-
انجام نشدگی · تکمیل نشدگی · ناتمامی · نقص
-
انجام نشده · با کاستی · به سر نرسیده · نا تمام · ناتمام · ناقص · ناهماد (واروی : complete) · ناکامل · پایان نیافته · کاستی دار
-
انجام نشده · با کاستی · به سر نرسیده · نا تمام · ناتمام · ناقص · ناهماد (واروی : complete) · ناکامل · پایان نیافته · کاستی دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن