ترجمه "inconsiderate" به فارسی
خودبین, خودپسند, نافرزانه بهترین ترجمه های "inconsiderate" به فارسی هستند.
inconsiderate
adjective
دستور زبان
Not considerate of others, thoughtless. [..]
-
خودبین
-
خودپسند
-
نافرزانه
-
ترجمه های کمتر
- (نادر) نسنجیده
- بی فکر
- بی مبالات
- بی ملاحظه
- بی ملاحظه (کسی که حال یا حقوق دیگران را رعایت نمی کند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inconsiderate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inconsiderate" با ترجمه به فارسی
-
بی احتیاطی ی · بی فکری · بی ملاحظگی · بی پروایی · تندی
-
جزئی · خرد · غیرقابل ملاحظه · نادربایست · ناچیز
-
بطور جزئی یا خرد · بطور غیر قابل ملاحظه · بی داشتن اهمیت
-
ازروی بی فکری · ازروی بی ملاحظگی · ازروی بی پروایی · تند
-
بی احتیاطی · بی فکری · بی ملاحظگی · بی پروایی · تندی
-
بی احتیاطی · بی فکری · بی ملاحظگی · بی پروایی · تندی
-
بی احتیاطی ی · بی فکری · بی ملاحظگی · بی پروایی · تندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن