ترجمه "inconsideration" به فارسی

تندی, بی احتیاطی, بی فکری بهترین ترجمه های "inconsideration" به فارسی هستند.

inconsideration noun دستور زبان

Want of due consideration; inattention to consequences; inconsiderateness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندی

  • بی احتیاطی

  • بی فکری

    Honey, you're so inconsiderate!

    عزیزم تو خیلی بی فکری!

  • ترجمه های کمتر

    • بی ملاحظگی
    • بی پروایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inconsideration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inconsideration" با ترجمه به فارسی

  • بی احتیاطی ی · بی فکری · بی ملاحظگی · بی پروایی · تندی
  • جزئی · خرد · غیرقابل ملاحظه · نادربایست · ناچیز
  • بطور جزئی یا خرد · بطور غیر قابل ملاحظه · بی داشتن اهمیت
  • ازروی بی فکری · ازروی بی ملاحظگی · ازروی بی پروایی · تند
  • (نادر) نسنجیده · بی فکر · بی مبالات · بی ملاحظه · بی ملاحظه (کسی که حال یا حقوق دیگران را رعایت نمی کند) · خودبین · خودپسند · نافرزانه
  • بی احتیاطی ی · بی فکری · بی ملاحظگی · بی پروایی · تندی
اضافه کردن

ترجمه های "inconsideration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه