ترجمه "inconsolable" به فارسی

تسلی ناپذیر, داغدیده, تسکین ناپذیر بهترین ترجمه های "inconsolable" به فارسی هستند.

inconsolable adjective دستور زبان

Not consolable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلی ناپذیر

    adjective

    Fred went through much more narrative and explanation with his mother, but she was inconsolable

    فرد ناگزیر به مادرش توضیح بیشتری بدهد، با این همه خانم وین سی تسلی ناپذیر باقی ماند.

  • داغدیده

  • تسکین ناپذیر

  • ترجمه های کمتر

    • دل شکسته
    • دلداری ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inconsolable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inconsolable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه