ترجمه "inconsummate" به فارسی

ناتمام, ناقص, انجام نشده بهترین ترجمه های "inconsummate" به فارسی هستند.

inconsummate adjective دستور زبان

Not consummated; unfinished; incomplete.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناتمام

  • ناقص

    adjective
  • انجام نشده

  • تکمیل نشده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inconsummate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inconsummate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه