ترجمه "inconstantly" به فارسی

ازروی بی ثباتی, ازروی تلون مزاج, بطور تغییرپذیر بهترین ترجمه های "inconstantly" به فارسی هستند.

inconstantly adverb دستور زبان

In an inconstant manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازروی بی ثباتی

  • ازروی تلون مزاج

  • بطور تغییرپذیر

  • بطور نا پایدار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inconstantly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inconstantly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه