ترجمه "indenture" به فارسی

قرارداد, سند, بیگارنامه بهترین ترجمه های "indenture" به فارسی هستند.

indenture verb noun دستور زبان

(law) A contract which binds a person to work for another, under specified conditions, for a specified time (often as an apprentice). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرارداد

    noun

    and Mr Shepherd's clerks were set to work indenture

    سرشفرد همراه کارمندانش قرارداد اجارهخانه را تنظیم کردند

  • سند

    noun

    We refuse to sanction these indentures, said the old gentleman:

    گفت: ما نمیتوانیم این اسناد را امضا کنیم

  • بیگارنامه

  • ترجمه های کمتر

    • سفارش
    • (طبق قرارداد) واداشته کردن
    • (قدیمی) رجوع شود به indent
    • (مالیه و بانکداری) سند حاوی شرایط اوراق قرضه
    • (معمولا جمع - قراردادی که سابقا شاگرد نجارها و غیره با استاد خود یا مستخدمان با ارباب خود می بستند وطبق آن ملزم بودند به مدت و شرایط معین خدمت کنند) قرارداد کارآموزی
    • (نادر) رجوع شود به indentation
    • به کارآموزی واداشتن
    • تو رفتگی
    • فهرست تاiیید شده
    • فهرست رسمی
    • فهرست موجودی ها
    • قرارداد (که سابقا در دو نسخه تهیه می شد و آنها را با هم پاره می کردند تا لبه ی آنها پارگی یکجورداشته باشد)
    • قرارداد خدمت
    • ملزم به خدمت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indenture " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "indenture"

عباراتی شبیه به "indenture" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "indenture" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه