ترجمه "indeterminateness" به فارسی
نامحدودی, نامعلومی, نامقطوعی بهترین ترجمه های "indeterminateness" به فارسی هستند.
indeterminateness
noun
دستور زبان
The quality of being indeterminate. [..]
-
نامحدودی
-
نامعلومی
In a basket, swung from his neck, cowered a dozen very recent puppies of an indeterminate breed.
در سبدی که از گردنش آویزان بود ده دوازده تا سگ توله خیلی نوزاد از نژاد نامعلومی کنار هم میلرزیدند.
-
نامقطوعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indeterminateness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indeterminateness" با ترجمه به فارسی
-
بطور نامحدود · بطور نامعلوم · بطورغیر قطعی · بطورنامعین
-
(ناتوانی در تصمیم گیری) بی تصمیمی · بلاتکلیفی · بی ارادگی · حالت بلاتکلیفی · حالت تعلیق · پادر هوایی
-
(جانورشناسی - تقسیم تخم به یکان های متعدد که هر کدام تبدیل به سازواره ی مستقلی می شوند) شکافش بی شمار
-
(گیاه شناسی) رجوع شود به racemose · تعیین نشده · مبهم · مقرر نشده · نامشخص · نامعلوم · نامعین
-
(این فلسفه : اراده ی بشر آزاد است یا لااقل کاملا تابع زنجیره ی علت و معلول نیست) اختیار (در برابر: جبر) · عدم تعیین · نادهنادگرایی
-
بی حدو حصر · بی شمار · تایید نشدنی · تصمیم ناپذیر · تعیین نکردنی (یا نشدنی) · غیرقابل تصمیم گیری · غیرقابل رتق و فتق · غیرقابل رسیدگی · نامعلوم · نامعین
-
بی حدو حصر · بی شمار · تایید نشدنی · تصمیم ناپذیر · تعیین نکردنی (یا نشدنی) · غیرقابل تصمیم گیری · غیرقابل رتق و فتق · غیرقابل رسیدگی · نامعلوم · نامعین
-
(ناتوانی در تصمیم گیری) بی تصمیمی · بلاتکلیفی · بی ارادگی · حالت بلاتکلیفی · حالت تعلیق · پادر هوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن