ترجمه "indic" به فارسی
اخباری, نمایگر, هندی بهترین ترجمه های "indic" به فارسی هستند.
indic
-
اخباری
-
نمایگر
-
هندی
proper
-
ترجمه های کمتر
- شاخص
- نمایانگر
- از هندوستان
- رجوع شود به Indo-Aryan
- نشانه گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Indic
adjective
proper
noun
دستور زبان
(linguistics) A branch of the Indo-European family of languages comprising Sanskrit and its modern descendants such as Bengali, Hindi, Urdu, and Punjabi. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Indic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Indic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "indic"
عباراتی شبیه به "indic" با ترجمه به فارسی
-
شاخص تشخیصی
-
شناساگرهاي زيستشيميايي (موجودات زنده)
-
زيستشناساگرها · شناساگرهاي خاك · شناساگرهاي زيستشيميايي · موجودات زنده شناساگر · نشانگرهاي زيستي · گونه شناساگر
-
گیاهان شناساگر
-
شاخصهای اقتصادی
-
ازروی اشاره · بطور اخباری · بوجه اخباری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن