ترجمه "indignation" به فارسی

خشم, رنجش, غیظ بهترین ترجمه های "indignation" به فارسی هستند.

indignation noun دستور زبان

An anger aroused by something perceived as an indignity, notably an offense or injustice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشم

    noun

    The twins looked at the determined black boy in perplexity and indignation.

    دوقلوها با خشم و حیرت به چهره مصمم پسرک سیاه نگاه میکردند.

  • رنجش

    noun

    and when the older girls arrived, some time later, an indignation meeting was held at once.

    و موقعی که خواهرهای بزرگترش از راه رسیدند، در خانه یک جلسهی ابراز رنجش و تنفر تشکیل گردید.

  • غیظ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • برآشفتگی
    • اوقات تلخی
    • خشم (ناشی از بی اعتنایی یا توهین یا بیداد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indignation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indignation" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) · شرم آور · ناسزاوار · نامستحق
  • برآشفته · حاکی از آزردگی شدید · خشمگین (به ویژه به سبب بی اعتنایی یا توهین یا بیداد) · رنجیده خاطر
  • بی احترامی · تحقیر · توهین · خوارداشت · هتک ابرو
  • (مهجور) · شرم آور · ناسزاوار · نامستحق
  • برآشفته · حاکی از آزردگی شدید · خشمگین (به ویژه به سبب بی اعتنایی یا توهین یا بیداد) · رنجیده خاطر
  • بی احترامی · تحقیر · توهین · خوارداشت · هتک ابرو
اضافه کردن

ترجمه های "indignation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه