ترجمه "indignity" به فارسی

توهین, تحقیر, خوارداشت بهترین ترجمه های "indignity" به فارسی هستند.

indignity noun دستور زبان

degradation, debasement or humiliation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توهین

    that because we have been drubbed in this affray we have therefore suffered any indignity;

    که خیال نکنی اگر ما در این تلاقی کتکی خوردهایم نسبت به ما توهین شده است

  • تحقیر

  • خوارداشت

  • ترجمه های کمتر

    • بی احترامی
    • هتک ابرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indignity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indignity" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) · شرم آور · ناسزاوار · نامستحق
  • اوقات تلخی · برآشفتگی · خشم · خشم (ناشی از بی اعتنایی یا توهین یا بیداد) · رنجش · غیظ
  • برآشفته · حاکی از آزردگی شدید · خشمگین (به ویژه به سبب بی اعتنایی یا توهین یا بیداد) · رنجیده خاطر
  • اوقات تلخی · برآشفتگی · خشم · خشم (ناشی از بی اعتنایی یا توهین یا بیداد) · رنجش · غیظ
  • (مهجور) · شرم آور · ناسزاوار · نامستحق
  • برآشفته · حاکی از آزردگی شدید · خشمگین (به ویژه به سبب بی اعتنایی یا توهین یا بیداد) · رنجیده خاطر
اضافه کردن

ترجمه های "indignity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه