ترجمه "indissoluble" به فارسی

پراکاوناپذیر, پایدار, استوار بهترین ترجمه های "indissoluble" به فارسی هستند.

indissoluble adjective دستور زبان

Lasting, indestructible [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پراکاوناپذیر

  • پایدار

  • استوار

  • ترجمه های کمتر

    • ثابت
    • از هم پاشیده نشدنی
    • حل نشدنی
    • فسخ نشدنی
    • وانهش ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indissoluble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indissoluble" با ترجمه به فارسی

  • بطور آب نشدنی · بطور ثابت · بطور منحل نشدنی · چنانکه اب نشود
  • انحلال ناپذیری · ثبات · حل ناپذیری · ماندگاری · ناگدازی · پایداری
  • بطور آب نشدنی · بطور ثابت · بطور منحل نشدنی · چنانکه اب نشود
  • بطور آب نشدنی · بطور ثابت · بطور منحل نشدنی · چنانکه اب نشود
  • انحلال ناپذیری · ثبات · حل ناپذیری · ماندگاری · ناگدازی · پایداری
اضافه کردن

ترجمه های "indissoluble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه