ترجمه "indisputable" به فارسی
مسلم, محقق, بطور مسلم بهترین ترجمه های "indisputable" به فارسی هستند.
indisputable
adjective
دستور زبان
Not disputable; not open to question; obviously true [..]
-
مسلم
nounIndisputably, the work of our mercenaries, but no trace of any chemicals of any kind.
به طور مسلم کار همین مزدورها هستش اما هیچ رَدی از سلاح شیمیایی دیده نمیشه
-
محقق
adjective -
بطور مسلم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بی چون و چرا
- بی گفتگو
- غیرقابل شک و تردید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indisputable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indisputable" با ترجمه به فارسی
-
بحث ناپذیری · بی چون و چرایی · مسلم بودن
-
بطور غیر قابل بحث · بطور مسلم · بی چون و چرا · بی گفتگو · مسلما
-
حق مسلم
-
بحث ناپذیری · بی چون و چرایی · مسلم بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن