ترجمه "indole" به فارسی
اندول, (شیمی) ایندول (ترکیب سفید و بلورین به فرمول C8H7N که از نیل به دست می آید) بهترین ترجمه های "indole" به فارسی هستند.
indole
adjective
noun
دستور زبان
(chemistry) An organic compound, C 8 H 7 N, found in coal tar, and produced in the gut by the bacterial decomposition of tryptophan; it is an aromatic bicyclic heterocycle having a benzene ring fused with a pyrrole ring; indole and its derivatives occur widely in nature and have many industrial applications. [..]
-
اندول
chemical compound
-
(شیمی) ایندول (ترکیب سفید و بلورین به فرمول C8H7N که از نیل به دست می آید)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indole " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indole" با ترجمه به فارسی
-
ایندولها
-
(پزشکی - بیماری که آهسته رشد می کند) کندرست · (پزشکی - زخم و غیره) دیرجوش · (پزشکی) بی درد · بی حال کننده · بی رگ · بی سود · تن آسا · تنبل · رخوت انگیز · سست · سستی آور · لَخت · کاهل · کم درد · کیار
-
اسایش خواهی · بی دردی · تنبلی · راحت طلبی · سستي · سستی
-
ازروی تنبلی · ازروی راحت طلبی · بدون درد · بطور بی درد · تنبلانه
-
اسایش خواهی · بی دردی · تنبلی · راحت طلبی · سستي · سستی
-
ایندولها
-
ازروی تنبلی · ازروی راحت طلبی · بدون درد · بطور بی درد · تنبلانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن