ترجمه "indolence" به فارسی
تنبلی, سستی, راحت طلبی بهترین ترجمه های "indolence" به فارسی هستند.
indolence
noun
دستور زبان
Habitual laziness or sloth. [..]
-
تنبلی
nounIt exactly suited their indolence of mind and weakness of character.
تنبلی فکری و سستعنصریشان از این راه ارضاء میشد.
-
سستی
nounBut what made this society characteristic of its race was its indolence.
ولی آنچه به این یک خصلت نژادیش را میبخشید، سستی و کاهلی آن بود.
-
راحت طلبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- سستي
- اسایش خواهی
- بی دردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indolence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indolence" با ترجمه به فارسی
-
(شیمی) ایندول (ترکیب سفید و بلورین به فرمول C8H7N که از نیل به دست می آید) · اندول
-
ایندولها
-
(پزشکی - بیماری که آهسته رشد می کند) کندرست · (پزشکی - زخم و غیره) دیرجوش · (پزشکی) بی درد · بی حال کننده · بی رگ · بی سود · تن آسا · تنبل · رخوت انگیز · سست · سستی آور · لَخت · کاهل · کم درد · کیار
-
ازروی تنبلی · ازروی راحت طلبی · بدون درد · بطور بی درد · تنبلانه
-
ایندولها
-
ازروی تنبلی · ازروی راحت طلبی · بدون درد · بطور بی درد · تنبلانه
-
(شیمی) ایندول (ترکیب سفید و بلورین به فرمول C8H7N که از نیل به دست می آید) · اندول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن