ترجمه "inertia" به فارسی
لختی, سکون, اینرسی بهترین ترجمه های "inertia" به فارسی هستند.
inertia
noun
دستور زبان
(physics, uncountable or countable) The property of a body that resists any change to its uniform motion; equivalent to its mass. [..]
-
لختی
resistance of any physical object to any change in its state of motion
he had grown to loathe Vatican inertia passionately.
کمکم به جایی میرسید که لختی واتیکان را در این میان بسیار منفور بدارد.
-
سکون
nounThe Law of Habit is another expression of Sir Isaac Newton's Law of Inertia.
قانون عادت در واقع به شکلی همان قانون سکون اسحاق نـیوتون است کـه میگوید:
-
اینرسی
along with lower inertia, you're resistant to collisions.
همراه با اینرسی کمتر، شما در برابر برخورد مقاومت بیشتری دارید.
-
ترجمه های کمتر
- رخوت
- سستی
- جبر
- لشی
- ماندگری
- ناجنبی
- کندکاری
- رکود
- (فیزیک : تمایل ماده به حفظ وضع حرکتی خود یعنی ماده ی ساکن می خواهد ساکن بماند و ماده ی در حرکت می خواهد در همان جهت قبلی حرکت کند مگر آنکه تحت تاiثیر نیروی دیگری قرار گیرد) ماند
- بی حالی
- بی کنشی
- دیر جنبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inertia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inertia" با ترجمه به فارسی
-
سکون گروهکاری؛ خاصیت گروه کاری
-
ممان اینرسی · گشتاور لختی
-
فروش اجباری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن