ترجمه "inevitably" به فارسی
ناچار, حتما, بناچار بهترین ترجمه های "inevitably" به فارسی هستند.
inevitably
adverb
دستور زبان
In a manner that is impossible to avoid or prevent. [..]
-
ناچار
At a given moment, every barricade inevitably becomes the raft of la Meduse.
هر سنگر که استقامت کند سرانجام ساعتی خواهد رسید که ناچار مثل طراده مدوز خواهد شد.
-
حتما
adverbOtherwise, inevitably, in time we will lose everything.
در غير اينصورت ما حتما به مرور زمان همه چيز را از دست خواهيم داد
-
بناچار
is inevitably in some sense an act of transgression,
بناچار حسی از سرپیچی برای عبور از مرزها دارد.
-
ترجمه های کمتر
- ناگزیری، لابدی، حتمیت، قطعیت، ناچاری، بیچارگی، لاعلاجی
- بطور چاره ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inevitably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inevitably" با ترجمه به فارسی
-
قوه قهریه
-
لاجرم
-
امر عادی · حتمیت · ضرورت · چاره ناپذیری · چیز حتمی یا بدیهی · چیز طبیعی
-
اجتناب ناپذیر
-
(معمولا با: the) هرچیز گریزناپذیر · اجتناب نا پذیر · اجتناب ناپذیر · احترازناپذیر · بدیهی · بی گریز · بی گمان · حتمی · حتمی الوقوع · حتمیالوقوع · رخ دادنی · روی دادنی · نا گريز · نا گزیر · ناگزیر · گریز ناپذیر
-
امر عادی · حتمیت · ضرورت · چاره ناپذیری · چیز حتمی یا بدیهی · چیز طبیعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن