ترجمه "infamy" به فارسی
رسوایی, بدنامی, پستی بهترین ترجمه های "infamy" به فارسی هستند.
infamy
noun
دستور زبان
The state of being infamous. [..]
-
رسوایی
nounParis, let us confess it willingly allows infamy to furnish it with comedy.
اعتراف میکنیم که پاریس بدل خواه، خود را به مسخرهیی که از رسوایی حاصل میشود تسلیم میکند.
-
بدنامی
No money, shack on the beach, dreams of infamy.
بدون پول ، یه کلبه ساحلی رویاهای بدنامی.
-
پستی
this marriage is an infamy.
این ازدواج کار پستی است،
-
ترجمه های کمتر
- ننگ
- ترذیل
- ناسزایی
- رذالت
- بدجنسی
- (حقوق) محرومیت از برخی حقوق مدنی (به خاطر اعمال ننگ آمیز)
- بی آبرویی
- سابقه بد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infamy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن