ترجمه "infantile" به فارسی

کودکانه, بچگانه, جوان بهترین ترجمه های "infantile" به فارسی هستند.

infantile adjective دستور زبان

Pertaining to infants. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کودکانه

    Of course this is an infantile story,

    البته این یک قصه کودکانه است،

  • بچگانه

  • جوان

    adjective noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • خردسالانه
    • غیرعاقلانه
    • (به ویژه در زمین شناسی) در مراحل اولیه
    • در دوران آغازین
    • وابسته به نوزاد
    • کودک مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infantile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infantile" با ترجمه به فارسی

  • (روان شناسی) کودک مانده شدن · بچه وار رفتار کردن با · مانند کودک رفتار کردن با · کودک باقی ماندن
  • (روان شناسی) کودک ماندگی · خوی بچگانه (در اشخاص بالغ) · رفتار بچگانه (و احمقانه) · سبک مغزی · نابخردی · ناپختگی
  • بیماری فلج اطفال · رجوع شود به poliomyelitis · فلج اطفال
اضافه کردن

ترجمه های "infantile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه