ترجمه "infante" به فارسی

اینفانت, شاهپور, (اسپانیا و پرتغال) پسر پادشاه (بجز ولیعهد) بهترین ترجمه های "infante" به فارسی هستند.

infante noun دستور زبان

Any son of the king of Spain or Portugal, except the eldest or heir apparent.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینفانت

    noble title in some European royal families

  • شاهپور

  • (اسپانیا و پرتغال) پسر پادشاه (بجز ولیعهد)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infante" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) سندرم مرگ ناگهانی کودک در خواب (احتمالا به خاطر عیب دستگاه دمزنی) · سندروم مرگ ناگهانی نوزاد
  • (حقوق) صغیر · (میوه) نرسیده · tefl · بچه · شیرخوار · طفل · كودك · نوباوه (معمولا زیر 81 سال) · نورسته · نوزاد · نوپا · وابسته به دوران آغازین هر چیز · وابسته به کودک · کال · کودک
  • شیر خشک
  • غذاهاي شیرخوار · غذاهاي پس از شيرگيري · غذاهای کودک
  • سندرم زجر تنفسی نوزادان
  • شيرخواران · نوزادان
  • گهواره
  • نوزاد
اضافه کردن

ترجمه های "infante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه