ترجمه "infants" به فارسی
نوزادان, شيرخواران بهترین ترجمه های "infants" به فارسی هستند.
infants
noun
Plural form of infant. [..]
-
نوزادان
nounYou can see this as early as even in newborn infants.
می تونید این قدرت تشخیص را حتی در نوزادان ببینید.
-
شيرخواران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infants " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "infants" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) سندرم مرگ ناگهانی کودک در خواب (احتمالا به خاطر عیب دستگاه دمزنی) · سندروم مرگ ناگهانی نوزاد
-
(حقوق) صغیر · (میوه) نرسیده · tefl · بچه · شیرخوار · طفل · كودك · نوباوه (معمولا زیر 81 سال) · نورسته · نوزاد · نوپا · وابسته به دوران آغازین هر چیز · وابسته به کودک · کال · کودک
-
شیر خشک
-
غذاهاي شیرخوار · غذاهاي پس از شيرگيري · غذاهای کودک
-
سندرم زجر تنفسی نوزادان
-
(اسپانیا و پرتغال) پسر پادشاه (بجز ولیعهد) · اینفانت · شاهپور
-
گهواره
-
نوزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن