ترجمه "infectious" به فارسی
مسری, عفونی, واگیردار بهترین ترجمه های "infectious" به فارسی هستند.
infectious
adjective
دستور زبان
(pathology, of an illness) Transmitted from one person to another, usually through the air breathed. [..]
-
مسری
So infectious was the result that for the time being Clyde forgot his jealousy.
این احوال چنان مسری بود که کلاید حسادت خود را موقتا فراموش کرد.
-
عفونی
we have to change the way we view and prevent infectious diseases.
باید روش نگرش و جلوگیری از بیماریهای عفونی را تغییر دهیم.
-
واگیردار
adjectiveWe have a similar patient in the infectious disease ward.
ما هم یه بیمار در بخش بیماری های واگیردار داریم که دقیقا همین وضعو داره
-
ترجمه های کمتر
- واگیر
- آلودگر
- پلشتگر
- گندآور
- گندشی
- ساری
- (مجازی) همه گیر
- آلوده کننده
- رجوع شود به infective
- شوخ آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infectious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "infectious" با ترجمه به فارسی
-
بطور عفونی یا مسری
-
بورسيت عفوني پرندهاي · بيماري كيسهاي عفوني · بیماری گومبورو
-
(پزشکی) جگرتبسی گندشی · هپاتیت عفونی
-
التهاب مادگي-مهبل چركدانهاي عفوني
-
آي.بي.دي.وي · ويروس بيماري گومبورو · ویروس بیماری بورس عفونی
-
ويروس برونشيت عفونی طیور · ويروس برونشيت عفونی مرغی · ويروس برونشيت عفونی پرندگان · ویروس برونشیت عفونی پرندهای
-
بورسيت عفوني پرندهاي · بيماري كيسهاي عفوني · بیماری گومبورو
-
بیماری ویروسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن