ترجمه "infection" به فارسی

عفونت, سرایت, بیماری عفونی بهترین ترجمه های "infection" به فارسی هستند.

infection noun دستور زبان

(pathology) The act or process of infecting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عفونت

    noun

    Process in which a disease is transmitted. [..]

    The chemo's breaking down her immune system and she has an infection.

    شیمی را از شکستن سیستم ایمنی بدن او و او دارای یک عفونت.

  • سرایت

    noun

    Jean Christophe was infected by the nervousness of his family.

    تب و تاب پدر و پدربزرگ به کریستف نیز سرایت کرده بود.

  • بیماری عفونی

    Semi starvation and neglected colds had predisposed most of the pupils to receive infection:

    سرما خوردگیهای کودکان نیمه گرسنه و محروم از مراقبت، بیشتر آنها را مستعد ابتلای به آن بیماری عفونی ساخته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • ابتلا
    • آلودگی
    • اثر
    • گندش
    • واگیری
    • دچاری
    • ریمناکی
    • شوخگنی
    • هنایش
    • پلشتی
    • گندزدگی
    • تعفن
    • گند
    • نفوذ
    • آلوده شدگی
    • اثر گذاری
    • عفونت متقاطع
    • هر چیز گندش آور
    • چرک کردگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infection" با ترجمه به فارسی

  • عفونت دستگاه تنفسی فوقانی
  • آلودن · آلوده کردن · اثر گذاردن به · الوده كردن · تحت تاثیر قرار دادن · دچار عفونت کردن · ریمناک کردن · شوخگن کردن · عفونی کردن · ماده کردن · مبتلا کردن · ناسور کردن · پلشت کردن · پیله کردن · چخین کردن · چرک کردن · گند زدن
  • بیماریهای کنهزاد · عفونتهاي كنهزاد
  • عفونتهاي ميكوباكتريوم توبركولوز
  • عفونتهاي سستودي · كرمزدگي · ورمينوز · کرمزدگیها
  • ايدز · اچ.آي.وي · عفونتهاي ويروس كمبود ايمني انسان · عفونتهای اچ.آی.وی
  • گل مژه
  • کاندیدیازیس
اضافه کردن

ترجمه های "infection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه