ترجمه "inflammation" به فارسی

التهاب, ورم, آستیم بهترین ترجمه های "inflammation" به فارسی هستند.

inflammation noun دستور زبان

The act of inflaming, kindling, or setting on fire; also, the state of being inflamed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • التهاب

    noun

    signs of activation of the immune system

    I fear she may have some form of inflammation of the brain.

    ميترسم که يه جور التهاب مغزي داشته باشه.

  • ورم

    There's some rigidity and some inflammation.

    یک خرده سفت است، یک خرده هم ورم دارد.

  • آستیم

  • ترجمه های کمتر

    • آماسیدگی
    • افروزش
    • تبس
    • پندام
    • اشتعال
    • تحریک
    • (پزشکی : پف کردگی و سرخ شدگی) آماس
    • بر افروختگی
    • روشن کردن آتش
    • پف آلودی و سرخی
    • چوب سفید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inflammation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inflammation" با ترجمه به فارسی

  • آتشی مزاج · تحریک پذیر · تندخو · رجوع شود به flammable · زود انگیز · قابل اشتعال
  • اتشگیری · اشتعال پذیری · اماس پذیری · زود غضبی
  • مواد قابل اشتعال · چیزهای اتشگیر
  • التهاب قرنیه
  • آتشی مزاج · تحریک پذیر · تندخو · رجوع شود به flammable · زود انگیز · قابل اشتعال
اضافه کردن

ترجمه های "inflammation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه