ترجمه "inflammable" به فارسی
تندخو, آتشی مزاج, تحریک پذیر بهترین ترجمه های "inflammable" به فارسی هستند.
inflammable
adjective
noun
دستور زبان
Capable of burning; easily set on fire. [..]
-
تندخو
-
آتشی مزاج
-
تحریک پذیر
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به flammable
- زود انگیز
- قابل اشتعال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inflammable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inflammable" با ترجمه به فارسی
-
اتشگیری · اشتعال پذیری · اماس پذیری · زود غضبی
-
مواد قابل اشتعال · چیزهای اتشگیر
-
التهاب قرنیه
-
(پزشکی : پف کردگی و سرخ شدگی) آماس · آستیم · آماسیدگی · اشتعال · افروزش · التهاب · بر افروختگی · تبس · تحریک · روشن کردن آتش · ورم · پف آلودی و سرخی · پندام · چوب سفید
-
(پزشکی : پف کردگی و سرخ شدگی) آماس · آستیم · آماسیدگی · اشتعال · افروزش · التهاب · بر افروختگی · تبس · تحریک · روشن کردن آتش · ورم · پف آلودی و سرخی · پندام · چوب سفید
-
(پزشکی : پف کردگی و سرخ شدگی) آماس · آستیم · آماسیدگی · اشتعال · افروزش · التهاب · بر افروختگی · تبس · تحریک · روشن کردن آتش · ورم · پف آلودی و سرخی · پندام · چوب سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن