ترجمه "inflame" به فارسی

برافروختن, آماسیدن, برانگیزاندن بهترین ترجمه های "inflame" به فارسی هستند.

inflame verb دستور زبان

To set on fire; to kindle; to cause to burn, flame, or glow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برافروختن

    verb

    the purpose of the stories is to inflame lust; all will be permitted

    هدف داستانها ، برافروختن هوسه ، همه چيز مجازه

  • آماسیدن

    verb
  • برانگیزاندن

  • ترجمه های کمتر

    • فروزاندن
    • گیراندن
    • افروختن
    • برانگیختن
    • (آتش) روشن شدن یا کردن
    • (بافت یا اندام یا سازواره را) آماساندن
    • (خشم یا شهوت و غیره) به شدت تحریک کردن
    • بر افروخته کردن
    • به جوش و خروش آوردن
    • مشتعل کردن
    • ملتهب کردن یا شدن
    • ورم کردن
    • پف آلود و سرخ کردن
    • پیله کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inflame " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inflame" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inflame" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه