ترجمه "informative" به فارسی

آموزنده, آگاهاننده, آگهساز بهترین ترجمه های "informative" به فارسی هستند.

informative adjective دستور زبان

Providing information; especially, providing useful or interesting information. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آموزنده

    The concise message they contain is absorbing and informative.

    پیام مختصر و مفید آن، جالب و آموزنده است.

  • آگاهاننده

  • آگهساز

  • ترجمه های کمتر

    • آگهگر
    • (informatory هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " informative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "informative" با ترجمه به فارسی

  • تاعالطا ءاشفا
  • بهره برداری از اطلاعات
  • سیستم اطلاعات بیمارستان
  • (در اصل) شکل درونی دادن به · (علیه کسی) گزارش یا خبر دادن (با: on یا against) · (قدیمی) بی شکل · (مهجور) الهام گرفتن از · (نادر) آموزاندن · (نهاد و ماهیت اصلی چیزی را) سرشتن · آموزش دادن · آگاه کردن · آگاهاندن · اطلاع دادن · اگاهی دادن · باخبر کردن · بی دیس · خبردادن · دروندیس کردن · سرشار بودن از · فراگیر شدن از · لو دادن · متاثر بودن از · مطلع کردن · ملکه کردن · نداد ع الطا · چغلی کردن · گفتن
  • جمع آوری منظم اطلاعات
اضافه کردن

ترجمه های "informative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه