ترجمه "ingrowing" به فارسی

از توی گوشت, درون رست, درون روینده بهترین ترجمه های "ingrowing" به فارسی هستند.

ingrowing adjective دستور زبان

growing inwards or abnormally towards (a part of the body) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از توی گوشت

  • درون رست

  • درون روینده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ingrowing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ingrowing" با ترجمه به فارسی

  • اجماعا · بطور دسته جمعی
اضافه کردن

ترجمه های "ingrowing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه