ترجمه "ingressive" به فارسی
دخولی, درآیندی, ورودی بهترین ترجمه های "ingressive" به فارسی هستند.
ingressive
adjective
noun
دستور زبان
going or directed inward, entering [..]
-
دخولی
-
درآیندی
-
ورودی
-
ترجمه های کمتر
- (دستور زبان) رجوع شود به inceptive
- (دستورزبان) درون سوی
- درون شو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingressive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ingressive" با ترجمه به فارسی
-
درون روی · ورود
-
اجازه ی ورود · حق دخول · حق ورود · دخول · درآیند (ingression هم می گویند) · درآیندگاه · محل ورود · ورود
-
اجازه ی ورود · حق دخول · حق ورود · دخول · درآیند (ingression هم می گویند) · درآیندگاه · محل ورود · ورود
-
درون روی · ورود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن