ترجمه "ingredients" به فارسی

مواد متشکله, اجزاء, ترکیبات بهترین ترجمه های "ingredients" به فارسی هستند.

ingredients noun

Plural form of ingredient. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مواد متشکله

  • اجزاء

    That I knew the ingredients very well, which were cheap and common;

    گفتم که من اجزاء گلوله را که ارزانست و درهمه جا یافته میشود به خوبی میشناسم

  • ترکیبات

    They do tastings of these ingredients in the gardening classes.

    بچهها مزه این ترکیبات را در کلاسهای باغبانی میچشند.

  • ترجمه های کمتر

    • مواد تشکیل دهنده
    • مواد متشكله غذا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ingredients " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ingredients" با ترجمه به فارسی

  • جزء، جزء ترکیبی
  • (جزیی از یک چیز مرکب) جز · اجزائ · جز · جز ترکیبی · جز مقوم · جزئی از یک ترکیب · عامل · عنصر · فرشیم · محتوا · مولفه · پاره · پاژ
  • مواد متشكله غذا · مواد متشکله
  • جزء، جزء ترکیبی
  • (جزیی از یک چیز مرکب) جز · اجزائ · جز · جز ترکیبی · جز مقوم · جزئی از یک ترکیب · عامل · عنصر · فرشیم · محتوا · مولفه · پاره · پاژ
اضافه کردن

ترجمه های "ingredients" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه