ترجمه "ingredient" به فارسی
اجزائ, عنصر, جز ترکیبی بهترین ترجمه های "ingredient" به فارسی هستند.
ingredient
noun
دستور زبان
One of the substances present in a mixture. [..]
-
اجزائ
nounsubstance present in a mixture
-
عنصر
nounIt was, until you brought me the key ingredient.
بود ، تا اینکه تو برام عنصر کلیدی رو آوردی
-
جز ترکیبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- عامل
- جز
- فرشیم
- مولفه
- پاژ
- محتوا
- پاره
- (جزیی از یک چیز مرکب) جز
- جز مقوم
- جزئی از یک ترکیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingredient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ingredient
-
جزء، جزء ترکیبی
تصاویر با "ingredient"
عباراتی شبیه به "ingredient" با ترجمه به فارسی
-
اجزاء · ترکیبات · مواد تشکیل دهنده · مواد متشكله غذا · مواد متشکله
-
مواد متشكله غذا · مواد متشکله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن