ترجمه "inkiness" به فارسی
سیاهی, جوهری بودن, سیاهی مرکب بهترین ترجمه های "inkiness" به فارسی هستند.
inkiness
noun
دستور زبان
The condition of being inky [..]
-
سیاهی
noun -
جوهری بودن
-
سیاهی مرکب
-
مرکبی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inkiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inkiness" با ترجمه به فارسی
-
با مرکب لک یا رنگ یا سایه اندازی شده · تیره · جوهرفام · جوهری · سیاه · سیه · مرکب - فام · مرکب سان · مرکبی
-
جوهری · مرکبی
-
(گیاه شناسی) قارچ سرسیاه (قارچ های جنس Coprinus که کلاهک آنها کم کم به صورت مایع غلیظ و سیاهی درمی آید)
-
با مرکب لک یا رنگ یا سایه اندازی شده · تیره · جوهرفام · جوهری · سیاه · سیه · مرکب - فام · مرکب سان · مرکبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن