ترجمه "inky" به فارسی

مرکبی, جوهری, تیره بهترین ترجمه های "inky" به فارسی هستند.

inky adjective دستور زبان

of the colour of ink, especially black ink; dark. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرکبی

    adjective

    Cedric straightened up, his arms full of inky quills, parchment, and books

    سدر یک قلمهای پر، کاغذهای پوستی و کتابهای مرکبی را برداشت و بلند شد.

  • جوهری

    adjective

    Tracy's fingers were rolled across an inky pad

    انگشتهای تریسی، روی یک صفحه جوهری غلتید.

  • تیره

    noun

    Driving past the inky sea, Estha put his head out of the window.

    در مسیرشان از دریایی آبی تیره گذشتند، استا سرش را از پنجره بیرون آورد.

  • ترجمه های کمتر

    • سیاه
    • جوهرفام
    • سیه
    • با مرکب لک یا رنگ یا سایه اندازی شده
    • مرکب - فام
    • مرکب سان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inky" با ترجمه به فارسی

  • جوهری · مرکبی
  • (گیاه شناسی) قارچ سرسیاه (قارچ های جنس Coprinus که کلاهک آنها کم کم به صورت مایع غلیظ و سیاهی درمی آید)
  • جوهری بودن · سیاهی · سیاهی مرکب · مرکبی بودن
اضافه کردن

ترجمه های "inky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه