ترجمه "inmate" به فارسی
زندانی, مجرم, بیمار (در بیمارستان روانی) بهترین ترجمه های "inmate" به فارسی هستند.
inmate
noun
دستور زبان
A person confined to an institution such as a prison (as a convict) or hospital (as a patient) [..]
-
زندانی
noun adjectiveI have 14 vials for these two inmates.
برای این دو تا زندانی ۱۴ ویال دارم.
-
مجرم
noun -
بیمار (در بیمارستان روانی)
-
ترجمه های کمتر
- بیمار بستری
- هم اتاق
- هم خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inmate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن