ترجمه "inn" به فارسی
مهمانسرا, مسافرخانه, خان بهترین ترجمه های "inn" به فارسی هستند.
Any establishment where travellers can procure lodging, food, and drink. [..]
-
مهمانسرا
nouna lodging [..]
We'll meet at the inn and continue our game there.
در مهمانسرا مي بينمت وبازيمان را ادامه مي دهيم
-
مسافرخانه
nounAnd she recalled the conversation she had just had with the young woman at the inn.
این خاطره او را به یاد گفتگو با زن جوانی در مسافرخانه ضمن تعویض اسبها انداخت.
-
خان
nounNot a one, miss, outside o' the inn that we're goin' to.
نه خان وم جون، فقط همین یه دو نه مهمونخونه رو اونجا ساختهاند.
-
ترجمه های کمتر
- مهمانخانه
- هتل
- کاروانسرا
- خانه
- رستوران
- میخانه
- متل
- زیستگاه
- (انگلیس) خانه ی دانشجویی (رجوع شود به Inns of Court)
- (در اصل) مسکن
- رودخانه ی این (که از سوئیس سرچشمه می گیرد و به دانوب می ریزد)
- مهمانسرا (به ویژه اگر در کنار جاده باشد و خوراک و نوشابه هم داشته باشد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Inn (district of Switzerland)
"Inn" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Inn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
International Nonproprietary Name - the official non-proprietary or generic name given to a pharmaceutical substance, as designated by the World Health Organization (WHO).
"INN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای INN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "inn" با ترجمه به فارسی
-
خاقان · خان · کاروانسرا · کاروانسرای
-
اینرتمپل و میدل تمپل) · لینکن · هریک از چهار انجمن حقوقی شهر لندن که دارای حق انحصاری پذیرش داوطلب شغل وکالت هستند · چهار محلی که متعلق به این چهار انجمن است (گرای
-
آمپرولیم