ترجمه "innate" به فارسی

ذاتی, فطری, درونی بهترین ترجمه های "innate" به فارسی هستند.

innate adjective verb دستور زبان

Inborn; native; natural; as, innate vigor; innate eloquence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذاتی

    adjective

    We're not born with an innate understanding of our biases.

    ما با یک شناخت ذاتی از گرایشهامون به دنیا نمی آییم .

  • فطری

    Man's actions proceed from his innate character and the motives acting upon him.

    اعمال انسان نتیجه خصایل فطری و انگیزههایی است که در او تأثیر میکند.

  • درونی

    Christophe the innate music of Germany and his intuitive knowledge of nature.

    کریستف موسیقی درونی آلمان و درک آن را از طبیعت با هم در میان مینهادند.

  • ترجمه های کمتر

    • جبلی
    • سرشتی
    • نهادی
    • (گیاه شناسی - قرار گرفته بر سر پایه : مانند بساک) سرپایی
    • اصلی و ریشه دار
    • درون زاد
    • غیر اکتسابی
    • مادرزاد(ی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " innate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "innate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "innate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه