ترجمه "innately" به فارسی

ذاتا, طبیعه, فطره بهترین ترجمه های "innately" به فارسی هستند.

innately adverb دستور زبان

In an innate manner, referring to a property that is possessed merely by its nature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذاتا

    that African women have innately different desires.

    که زنان آفریقایی ذاتا تمایلات متفاوتی داشتند.

  • طبیعه

  • فطره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " innately " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "innately" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی - قرار گرفته بر سر پایه : مانند بساک) سرپایی · اصلی و ریشه دار · جبلی · درون زاد · درونی · ذاتی · سرشتی · غیر اکتسابی · فطری · مادرزاد(ی) · نهادی
  • بازتاب · واکنش
  • دستگاه ایمنی ذاتی
اضافه کردن

ترجمه های "innately" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه