ترجمه "inmost" به فارسی
مکتوم, سری, درونی ترین بهترین ترجمه های "inmost" به فارسی هستند.
inmost
adjective
دستور زبان
The very deepest within; farthest from the surface or external part; innermost. [..]
-
مکتوم
-
سری
noun -
درونی ترین
-
ترجمه های کمتر
- نهان (innermost هم می گویند)
- نهفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inmost " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inmost" با ترجمه به فارسی
-
قلب القلب، سری ترین نقطه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن