ترجمه "inscrutable" به فارسی

مرموز, اسرارآمیز, سردرنیاوردنی بهترین ترجمه های "inscrutable" به فارسی هستند.

inscrutable adjective noun دستور زبان

Difficult or impossible to comprehend, fathom, or interpret. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرموز

    adjective

    The Gadfly, leaning back against the chair cushions, looked up with his subtle, chilling, inscrutable smile.

    خرمگس به بالشهای صندلی تکیه داد و، با لبخند زیرکانه سرد و مرموز خود، به او نگریست.

  • اسرارآمیز

    'all things are accomplished in accordance with the inscrutable decrees of Providence, though unapparent, benefits.

    قوانین اسرارآمیز الهی سرانجام همه چیز را مرتب میکند و یک درد ظاهری گاهی حکمتی را نهفته دارد.

  • سردرنیاوردنی

  • ترجمه های کمتر

    • نفهمیدنی
    • مُعَقَّد، پیچیده، مرموز باطنی، بغرنج، غامض، نفوذ ناپذیر
    • پوشیده
    • (آنچه که به آسانی قابل درک نیست) غیرقابل درک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inscrutable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inscrutable" با ترجمه به فارسی

  • بطور تفحص ناپذیر · چنانکه نتوان جستجو کردیا دریافت
  • تفحص ناپذیری · مرموز · پیماشی ناپذیر
  • تفحص ناپذیری · مرموز · پیماشی ناپذیر
  • بطور تفحص ناپذیر · چنانکه نتوان جستجو کردیا دریافت
  • تفحص ناپذیری · مرموز · پیماشی ناپذیر
اضافه کردن

ترجمه های "inscrutable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه