ترجمه "insider" به فارسی

خودی, (شخص وابسته به سازمان بخصوص که به امور محرمانه ی آن وارد است) محرم, دست اندر کار بهترین ترجمه های "insider" به فارسی هستند.

insider noun دستور زبان

A person who is within an enclosed space. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودی

    noun

    I need you to look into the possibility that there was an insider involved.

    ازت میخوام این احتمال رو برسی کنی که ممکنه پای یه خودی در میون باشه

  • (شخص وابسته به سازمان بخصوص که به امور محرمانه ی آن وارد است) محرم

  • دست اندر کار

    اسم.

    شخصی درون یک گروه یا سازمان، خصوصا شخصی محرم به اصلاعاتی که در دسترس دیگران نیست.

    Political insiders.

    دست‌اندرکار سیاسی.

  • ترجمه های کمتر

    • محرم راز
    • وارد در مکان یا گروه بخصوص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insider " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Insider

Promotional newsletter sent to Windows Live customers containing feature tips and links to web content.

+ اضافه کردن

"Insider" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Insider در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "insider" با ترجمه به فارسی

  • آبت رو داخل کصم بریز
  • (عامیانه) جرمی که توسط یا با همکاری یکی از نزدیکان قربانی جنایت صورت می گیرد · توطئه یا حمله توسط افراد خودی
  • (جمع - عامیانه) اندام درونی بدن · امعا و احشا · اندر · اندرونه · اندرونی · به سوی درون · به طرف داخل · تو · تویی · خودمانی · داخل · داخلی · درون · درونی · دل ورود · محرمانه · مربوط به جای سرپوشیده · نزدیک (به چیز بخصوص) · وابسته به درون ساختمان (یا اتاق و سازمان و غیره)
  • گذرش میانی (راه دریایی از ایالت واشنگتن به آلاسکا که از کنار ساحل و لابلای جزایر ساحلی می گذرد)
  • پشت و رو کردن، زیر و رو کردن
  • دریای درون
  • (در میدان دو) مسیر درونی (که کوتاه تر است) · موقعیت خوب · وضع بهتر
  • خرید و فروش سهام یک شرکت و غیره توسط کارمندان رازدار آن (که معمولا غیرقانونی است) · معاملات نهانی
اضافه کردن

ترجمه های "insider" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه