ترجمه "insidiate" به فارسی
در کمین نشستن, کمین کردن بهترین ترجمه های "insidiate" به فارسی هستند.
insidiate
verb
دستور زبان
To lie in ambush for.
-
در کمین نشستن
-
کمین کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insidiate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insidiate" با ترجمه به فارسی
-
بی سر وصدا · خائنانه · موذیانه
-
بی سرو صدایی · حیله گری · خیانت · موذی گری
-
(به ویژه در مورد بیماری) ناآشکار و آهسته گستر · جانکاه · حیله گرانه · خائن · خائنانه · خیانت آمیز · سوءاستفاده · مزور · مزورانه · نابکار · نابکارانه · نیرنگ باز · گمراه كننده، فريبنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن