ترجمه "insignia" به فارسی
نشان, آرم, جیغه بهترین ترجمه های "insignia" به فارسی هستند.
insignia
noun
دستور زبان
A patch or other object that indicates a person's official or military rank, or membership in a group or organization. [..]
-
نشان
nounThe insignia on this ring belongs to Cornelius Sigan.
نشان روي اين حلقه متعلق به كورنليوس سيگانه
-
آرم
-
جیغه
-
ترجمه های کمتر
- علامات
- فر
- (ارتش) جغه
- (جمع) نشان ها
- آرم نظامی
- مدال رسمی
- مدال ها
- نشان رسته یا گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insignia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "insignia"
عباراتی شبیه به "insignia" با ترجمه به فارسی
-
دستکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن