ترجمه "insolvable" به فارسی

نامحلول, گشودناپذیر, حل نشدنی بهترین ترجمه های "insolvable" به فارسی هستند.

insolvable adjective دستور زبان

impossible to solve; insoluble [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامحلول

  • گشودناپذیر

  • حل نشدنی

  • غیرقابل حل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insolvable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insolvable" با ترجمه به فارسی

  • (ارث) ناکافی برای پرداخت بدهی ها · آدم ورشکسته · تنگدست · عاجز از پرداخت بدهی های خود · محجور · معسر · مفلس · مفلسانه · وابسته به ورشکستگی · ورشکسته
  • ورشکستگی
  • ورشکستگی
  • اعسار · درماندگی · عجز از پرداخت دیون
  • اعسار · افلاس · تنگدستی · نداری · ورشکستگی
  • قانون ورشکستگی
  • اعسار · افلاس · تنگدستی · نداری · ورشکستگی
اضافه کردن

ترجمه های "insolvable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه