ترجمه "inspect" به فارسی
وارسی کردن, بازرسی کردن, تفتیش کردن بهترین ترجمه های "inspect" به فارسی هستند.
to examine critically or carefully; especially, to search out problems or determine condition; to scrutinize [..]
-
وارسی کردن
verbHe inspected the bleeding cuts, the blisters, the stings.
بریدگیها، تاولها و جای نیشها را وارسی کرد.
-
بازرسی کردن
verbAfter inspecting the carriage himself and seeing the trunks put in, he ordered the horses to be harnessed.
پس از آنکه بشخصه کالسکه و بستهبندیها و جامهدانهایش را بازرسی کرد دستور داد اسبها را ببندند.
-
تفتیش کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- وارسیدن
- (ارتش : به منظور بازدید) از جلو صف سربازان رد شدن
- بازبینی کردن
- بازدید کردن
- بررسی کردن
- سان دیدن
- سرکشی کردن
- معاینه کردن
- نظارت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inspect " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Inspect" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Inspect در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "inspect"
عباراتی شبیه به "inspect" با ترجمه به فارسی
-
برگه بازرسی
-
بازرسی کننده · تفتیشی
-
(ارتش) سان · امتحان · بازبینی · بازدید · بازرسي · بازرسی · بررسی · تفتیش · سرکشی · معاینه · نظارت · وارسی · کنترلهای کیفیت
-
گواهی بازرسی
-
بازرسي گوشت پسمرگي · بازرسی گوشت
-
گواهی بازرسی کالا
-
بازرسی
-
بازرسی پذیرش