ترجمه "inspection" به فارسی

بازرسی, بازرسي, بازدید بهترین ترجمه های "inspection" به فارسی هستند.

inspection noun دستور زبان

Act of examining something, often closely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازرسی

    noun

    He goes on with the inspection of all that he has.

    او به بازرسی هرچه به او تعلق دارد ادامهمیدهد.

  • بازرسي

    And inspect all the taxi cabs in town.

    و همه تاکسي هاي توي شهر رو بازرسي کنيد.

  • بازدید

    noun

    The cheerful mood of their officers after the inspection infected the soldiers.

    روحیه شاد و خرسند فرماندهان پس از بازدید به سربازان نیز سرایت کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • وارسی
    • سرکشی
    • بررسی
    • نظارت
    • بازبینی
    • تفتیش
    • امتحان
    • معاینه
    • (ارتش) سان
    • کنترلهای کیفیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inspection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Inspection
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازرسی

    noun

    Inspection, environmental monitoring, photography and film and journalism:

    بازرسی، نظارت برمحیط زیست، عکس برداری وفیلمبرداری و روزنامه نگاری

تصاویر با "inspection"

عباراتی شبیه به "inspection" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inspection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه