ترجمه "inspectional" به فارسی
تفتیشی, دیدنی, نظری بهترین ترجمه های "inspectional" به فارسی هستند.
inspectional
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to an inspection. [..]
-
تفتیشی
-
دیدنی
are no spectacles in the world which merit from a gentleman too pronounced an inspection.
در اصل مناظر دیدنی و قابل توجه، برای یک جنتلمن زیاد نیستند.
-
نظری
-
ترجمه های کمتر
- بدون مطالعه یاد گرفتنی
- وابسته به بازرسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inspectional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inspectional" با ترجمه به فارسی
-
برگه بازرسی
-
بازرسی کننده · تفتیشی
-
(ارتش) سان · امتحان · بازبینی · بازدید · بازرسي · بازرسی · بررسی · تفتیش · سرکشی · معاینه · نظارت · وارسی · کنترلهای کیفیت
-
گواهی بازرسی
-
بازرسي گوشت پسمرگي · بازرسی گوشت
-
گواهی بازرسی کالا
-
بازرسی
-
بازرسی پذیرش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن