ترجمه "inspectional" به فارسی

تفتیشی, دیدنی, نظری بهترین ترجمه های "inspectional" به فارسی هستند.

inspectional adjective دستور زبان

Of or pertaining to an inspection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفتیشی

  • دیدنی

    are no spectacles in the world which merit from a gentleman too pronounced an inspection.

    در اصل مناظر دیدنی و قابل توجه، برای یک جنتلمن زیاد نیستند.

  • نظری

  • ترجمه های کمتر

    • بدون مطالعه یاد گرفتنی
    • وابسته به بازرسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inspectional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inspectional" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inspectional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه