ترجمه "inspective" به فارسی

تفتیشی, بازرسی کننده بهترین ترجمه های "inspective" به فارسی هستند.

inspective adjective دستور زبان

Engaged in inspection; involving inspection.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفتیشی

  • بازرسی کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inspective " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inspective" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inspective" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه