ترجمه "inspissation" به فارسی

قوام, سفتی, غلظت ت بهترین ترجمه های "inspissation" به فارسی هستند.

inspissation noun دستور زبان

The act of thickening. The process by which something is inspissated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قوام

  • سفتی

  • غلظت ت

  • ترجمه های کمتر

    • غلیظ سازی
    • قوام اوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inspissation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inspissation" با ترجمه به فارسی

  • (مثلا از راه تبخیر) غلیظ کردن · تغلیظ کردن · غلیظ شدن · چگالاندن
اضافه کردن

ترجمه های "inspissation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه